پسر:دوستت دارم.![]()
دختر:خفه شو........
پسر: عاشقتم.![]()
دختر:خفه شو........
پسر: می میرم برات.![]()
دختر:خفه شو.......
پسر :فدات بشم الهی.![]()
دختر:خفه شو.......
پسر:خاک زیر پاتم،فدای اون چشماتم.![]()
دختر:خفه شو.......
پسر:خانومی،زنم میشی؟![]()
دختر:جدی میگی؟؟؟؟؟؟
پسر:خفه شو.........![]()
![]()
منظر جملات بیشتری باشید .....
شما هم اگر یه جمله های این جوری بلدید توی نظرات برام بزارید .حتما به اسم خودتون مینویسم![]()
آموزگار اول درس میده بعد امتحان میگیره ولی روزگار نامرد ....
اول امتحان میگیره و بعد درس میده ![]()
راستش حالم اصلا خوب نیست( تو کی حالت خوب بوده؟؟؟؟؟) .فعلا عکسا رو داشته باشید تا بعد
سلام دوستای گلم...........
چه طورید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حالتون خوبه؟؟؟؟؟؟مامانمینا خوبن؟؟؟؟؟
سلام برسونید ....
اول از همه باید اول مهر رو به همه برو بچ درس خون و دور از جون ،دور از جون (.....)خون تبریک
بگم (سلام من وجدانشم ...این تازه از خواب بیدار شده..زیاد به حرفاش اهمیت ندید)....باز که تو اومدی ..
خوب بگذریم ،داشتم میگفتم.........
داشتم میگفتم ........
(بابا خنگ خدا داشتی میگفتی اولا ....... حالا باید دوما رو بگی. بعد بگو وجدان به چه دردی میخوره .)
آهان ........بله خلاصه دوما اینکه امروز از دوست گلم ریحانه خانم که شاعر هستند درخواستی بنمودم مبنی بر این که چند غزلی هر چند صغیر من باب این وب بسرایندو.....( رشته تحصیلیش ../.آنی رو میگم /...تجربیه ،این چند تا خط رو هم از توی مجله حفظ کرده وگر نه اصلا این چیزا حالیش نیست)
ای بابا ول کن من نیستی ......تمام زندگیم رو روو کرد ...برو بیرون از من برو سراغ یکی دیگه ....
اگر نری خودم رو میکشم تا تو هم بمیریها.......پس مرحمت کن اون زیپ دهنتو بکش.....تا خودم نیومدم ببندمش.
خوب دوستان از وقفه ای که ایجاد شد معذرت میخواهم ( دوباره شرو...ها یادم اومد من باید ببندم ...) ......خلاصه حالا برید شعراشو بخونید و حالشو ببرید ..راست و دروغ اینکه خودش این شعرها رو گفته رو نمیدونم ولی من بار اولم بود که می شنیدم .
نظر یادتون نره دوستان
شبی رفتم به گل چیدن
به دامانم گرفت خاری
ندا از بلبلان آمد
که این دزد است مگزارید
باغبان در باز کن
من مرد گلچین نیستم
خود گلی دارم،که محتاج گل کس نیستم.
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
هر روز پسرکی فقیربرای سیر کردن قلبش
در کوچه ای به گدایی نگاهی می نشست
و دختری نجیب برای دفع هفتاد بلا،
صدقه ای در کاسه ی چشمانش می انداخت.
-------------------------------
خانم ها آقایان توجه کنید ....هیچی فقط میخواستم بگم تا آپ بعدی BAYYYYYYYYYYYYYY
(من میگم این تاب داره ها شماها بگید نه)