تبليغاتX
پوچ
پوچ
فوضولها نیان تو
5 وارونه
خواه کوچکم ازمن پرسید پنج وارونه یعنی چه؟من به او خندیدم کمی آزرده و حیرت زده گفت:روی دیوار و درختان دیدم.باز هم خندیدم.گفت:دیروز خودم دیدم که مهران پسر همسایه پنج وارونه به مریم می داد.آنقدر خندیدم که طفلک ترسید،بغلش کردم و بوسیدمش و گفتم: بعدها وقتی که باران بی وقفه ای در سقف کوتاه دلت را خم کرد،بی گمان می فهمی پنج وارونه یعنی چه!
نازی منو نخوری
لينك | نوشته شده در یکشنبه 29 دی1387ساعت 21:47 توسط آنی|
4 تا

چهار نفر بودند .اسمشان این بود :همه کس

 ،یک کسی،هر کسی،هیچ کس.

 کار مهمی در پیش داشتند و همه مطمئن

بودند که یک کسی  این کار را به انجام

میرساند .هر کسی می توانست این کار را

بکند،اما هیچ کس این کار را نکرد .یک کسی

 

که عصبانی شد،چرا  این کار،کار همه کس

 

بود ،اما هیچ کس متوجه نبود که همه کس این

 

کار را نخواهد کرد.

سرانجام داستان این طوری تمام شد که هر 

 

کسی یک کسی را  سرزنش کرد که چرا هیچ

 

 کس کاری را نکرد که همه کس می  توانست

 

انجام بدهد سرگرمی 

با تشکر از پیرمرد


لينك | نوشته شده در یکشنبه 29 دی1387ساعت 21:30 توسط آنی|
Powered By BLOGFA - This Template Designed By Babak B.O